مرتضى مطهرى
47
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
شود و در قلمرو « عبادت » قرار گيرد . ب . نقش ايمان در بهبود روابط اجتماعى انسان مانند برخى از جانداران ديگر ، اجتماعى آفريده شده است . فرد به تنهايى قادر نيست نيازهاى خويش را بر طرف سازد . زندگى بايد به صورت يك « شركت » درآيد كه همه در وظايف و بهرهها سهيم باشند و يك نوع « تقسيم كار » ميان افراد برقرار شود با اين تفاوت ميان انسان و ساير جاندارهاى اجتماعى - مانند زنبور عسل - كه در آنها تقسيم كار و وظيفه به حكم غريزه و به فرمان طبيعت صورت گرفته است و امكان هر نوع تخلّف و سرپيچى از آنها گرفته شده است ، بر خلاف انسان كه موجودى آزاد و مختار است و كار خويش را آزادانه و به عنوان « وظيفه » و « تكليف » بايد انجام دهد . به عبارت ديگر ، آن جاندارها همانطور كه نيازهاشان اجتماعى است ، غرايز اجتماعى نيز به صورت جبرى حاكم بر آنهاست . انسان نيازهايش اجتماعى است بدون آنكه چنان غرايزى بر او حكومت كند . غرايز اجتماعى انسان به صورت يك سلسله « تقاضا » در باطن انسان وجود دارد كه در سايهء تعليم و تربيت بايد پرورش يابد . زندگى سالم اجتماعى آن است كه افراد قوانين و حدود و حقوق يكديگر را محترم شمارند ، عدالت را امرى مقدّس به حساب آورند ، به يكديگر مهر بورزند ، هر يك براى ديگرى آن را دوست بدارد كه براى خود دوست مىدارد و آن را نپسندد كه براى خويش نمىپسندد ، به يكديگر اعتماد و اطمينان داشته باشند ، ضامن اعتماد متقابل آنها كيفيّات روحى آنها باشد ، هر فردى خود را متعهّد و مسئول اجتماع خويش بشمارد ، در سرّىترين نهانخانهها همان تقوا و عفاف از آنها بروز كند كه در ملأ عام ، در نهايت بىطمعى به يكديگر نيكى كنند ، در مقابل ظلم و ستم بپاخيزند و به ستمگر و فسادگر مجال ستمگرى و افساد ندهند ، ارزشهاى اخلاقى را محترم بشمارند ، با يكديگر مانند اعضاى يك پيكر متّحد و متّفق بوده باشند . آن چيزى كه بيش از هر چيز حق را محترم ، عدالت را مقدّس ، دلها را به يكديگر مهربان و اعتماد متقابل را ميان افراد برقرار مىسازد ، تقوا و عفاف را تا عمق وجدان آدمى نفوذ مىدهد ، به ارزشهاى اخلاقى اعتبار مىبخشد ، شجاعت مقابله با ستم